السيد الخميني

527

شرح چهل حديث ( اربعين حديث ) ( موسوعة الإمام الخميني 46 ) ( فارسى )

عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ . . . « 1 » الآيه بعض مفسرين تكاليف الهيه دانسته‌اند « 2 » ؛ بلكه تمام اعضا و جوارح و قوا امانات حق هستند ، و صرف آنها را بر خلاف رضاى حق خيانت است ؛ و متوجه نمودن قلب را به غير حق از جملهء خيانت‌هاست : « اين جان عاريت كه به حافظ سپرده دوست * روزى رُخش ببينم و تسليم وى كنم » « 3 » يا آن‌كه مراد از خيانت همان معناى متعارف آن باشد ، و از شدت اهميت آن آن را تخصيص به ذكر داده‌اند . گويى تمام حقيقت ورع اجتناب از خيانت در امانت است . و اگر كسى اخبار معصومين - عليهم السلام - [ را ] در موضوع ردّ امانت و اجتناب از خيانت ملاحظه كند ، مىفهمد كه اين معنا چقدر در نظر شارع مقدس اهميت داشته ؛ علاوه بر آن‌كه قبح ذاتى آن بر هيچ عقلى مخفى نيست ، و خائن را از زمرهء جنس انسانى بايد خارج شمرد و ملحق به ارذل شياطين نمود . و معلوم است كسى كه به خيانت و نادرستى در بين مردم معرفى شد ، در اين عالم نيز زندگانى بر او سخت و ناگوار خواهد شد . نوع انسان در دنيا با معاونت و معاضدت بعضى با بعضى زندگانى راحت مىتواند بكند ؛ زندگانى انفرادى براى هيچ‌كس ميسور نيست ، مگر آن‌كه از جامعهء بشريت خارج شده به حيوانات وحشى ملحق گردد ؛ و زندگانى اجتماعى چرخ بزرگش بر اعتماد مردم به يكديگر مىچرخد ، كه اگر خداى نخواسته اعتماد از بنىالانسان برداشته شود ، ممكن نيست بتوانند با راحتى زندگانى كنند ؛ و پايهء بزرگ اعتماد بر امانت و ترك خيانت گذاشته شده است . پس ، شخص خائن مورد اطمينان نيست و از مدنيت و هم‌عضوى جامعهء انسانيه خارج است ؛ و او را در محفل مدينهء فاضله به عضويت نمىپذيرند . و

--> ( 1 ) - « ما امانت را بر آسمان‌ها و زمين و كوه‌ها عرضه داشتيم ، پس از برداشتن آن باز ايستادند و بيم كردند و انسان آن را برداشت كه او بسيار ستمگر و نادان بود » . ( الأحزاب ( 33 ) : 72 ) ( 2 ) - ر . ك : مجمع البيان ، ج 8 ، ص 584 ؛ تفسير الصافي ، ج 4 ، ص 206 . ( 3 ) - ديوان حافظ ، ص 467 ، غزل 400 .